أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
285
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفت : مركوبى ندارم كه برنشينم مرا بر نشان رسول دل مشغول بود و او الحاح و ابرام ميكرد ، رسول سوگند خورد كه : برننشانم ، او برفت چون وقت ارتحال بود هر كس ساز راه ميكردند ، رسول ابو موسى را گفت : تو چرا ساز راه نميكنى ؟ - گفت : يا رسول اللّه مركوب ندارم و تو سوگند خوردهء كه مرا بر ننشانى ، گفت : اكنون سوگند ميخورم كه بر نشانم ترا و او را چهارپائى داد ، قولى ديگر اين است كه : خداى را عرضهء سوگند مكنيد كه در هر نيك و بد و هر محقّرات به دو سوگند خوريد و معنى نهى است از سوگند خوردن در كارهاى ، [ أَنْ تَبَرُّوا ] أى لأن تبرّوا ، در هر چيزى بخداى سوگند مخوريد تا شما را راستيگر و متّقى و مصلح خوانند . و گفتهاند كه : [ أَنْ تَبَرُّوا ] يعنى برّكم و تقواكم ، نيكوئى و تقوى و اصلاح شما شما را بهتر است و نيكوتر و خداى تعالى شنوندهء سوگندهاست از آن شما و داناست به نيّتهاى شما . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 225 ] لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ ( 225 ) ميگويد كه : خداى تعالى مؤاخذه نكند و بنگيرد شما را بسوگندى كه شما خوريد بيهوده بىعقد نيّتى و ضميرى و ليكن گرفتارى و مؤاخذهء شما بدان سوگند كند كه دلهاى شما آن را كسب كرده باشد يعنى هر سوگندى كه بر زبان شما رود بىقصدى آن را بازخواست نكند و آن سوگند كه بر زبان رود با قصد ، آن را بازخواست كند و خداى تعالى آمرزنده و بردبار است آن را بازپوشد و بيامرزد و بحلم خويش عقوبت نفرمايد و بازخواست نكند . عبد الله عباس و جماعتى علما گفتهاند كه : يمين لغو آنست كه بر زبان عرب ميرود از قول « لا و اللّه ، و بلى و اللّه » و غرض ايشان وصل كلام بود و در دل عقد سوگند ندارند اين را كفّارتى و اثمى نبود . از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه : لغو يمين سوگند در غضب بود و بر اين اثمى و كفّارتى نباشد دليلش قول النبى صلى اللّه عليه و آله لا يمين فى غضب ، حسن بصرى روايت كند كه : رسول صلى اللّه عليه و آله بقومى بگذشت كه ايشان تير مى - انداختند يكى تيرى بيانداخت و گفت : أصبت و اللّه و أخطأت ، من بصواب انداختم و تو